تبليغاتX
انتظار سخت

.....................



و اینک پایان

سلام....

نمیدونم چی بگم....فقط میتونم بگم که این وبلاگ بدین منظور زده شد که 2نفر برای هم و با هم فعالیت کنند ولی از همون اول یه نفر دیگه هیچ وقت نیومد و این یه نفر خودشو تنها میدید....حس میکرد...حالا هم این یه نفر تنهاست و این وبلاگ میمونه و خاطرات قدیمی !!!پرونده این وبلاگ بسته شد 

نوشته شده توسط بابا لنگ دراز در چهارشنبه 5 بهمن1390 و ساعت 16:47



شباهت خدمت سربازی و زندگی زناشویی

شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) برای ۲ سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب نکنند.
و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :
۱- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و ... صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و ... متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !

۲- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و ... ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !
 
۳- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه!
 
۴- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !
 
۵- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدا می کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد .
 
۶- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! )
زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید!!

نوشته شده توسط بابا لنگ دراز در یکشنبه 4 دی1390 و ساعت 7:48



بدون عنوان!!

جالبه!!دیگه هیچکس حوصله شنیدن دردودل دیگران رو نداره...انقدر مردم دنبال گرفتاریاشونن تمومی نداره....واسم سواله آیا تکنولوژی به نفعمون شد یا به ضررمون؟!یاد قدیما بخیر....آدماش سرزنده تر بودند



هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست (لئو تولستوی)

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( شریعتی )

نوشته شده توسط بابا لنگ دراز در پنجشنبه 17 آذر1390 و ساعت 23:47



نمی دونم چرا اینجوری شد؟!!!وقتی میگن یه چیزی یا هر کاری بخوای بکنی نخواد بشه خودتو بکشی هم نمیشه که نمیشه...خیلی زور زدم برش گردونم ولی هرچی میگفتم یه جور بهش بر میخورد....خانومیم رو میگم...کلا سیستممون شده دعوا...راه ارتباط با هم رو بلد نیستیم...من خیلی قبولش دارم خیلی خوب و خانومه...همون چیزیه که میخواستم ولی خب....این وبو برا اون زده بودم....خسته ام خسته!!!باید یه مدت تنهایی رو تجربه کنم...شاید بعدا یه اتفاقاتی افتاد...امیدوارم هرکی هرکیو دوست داره بهش برسه و راهشو نیمه ول نکنه.

نوشته شده توسط بابا لنگ دراز در جمعه 11 آذر1390 و ساعت 20:18



تولد ابجی شادونه

سلااامممممممم....امرو تولد آبجیمه...بیاین بهش تبریک بگین...آبجی جون تولدت مبارک ایشاا...۱۰۰۰سال زنده باشی

 

نوشته شده توسط بابا لنگ دراز در جمعه 25 شهریور1390 و ساعت 12:3




.:: Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by entezaresakht ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.




فعلآ هیچی! ! !

















»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin



ساخت مدیا پلیر فلش